تبلیغات
☼♫12handsome wolves♫☼ - قسمت4...exo.vs.krystals
EXO-K + EXO-L + EXO-M = ONE
☼♫12handsome wolves♫☼
جمعه 2 اسفند 1392 :: نویسنده : lili love exo

 

سلومممممممممممممممممممممممم

 

بفرماییییین ادومه.....

 

 

فلش بک

پله ها رو یکی دوتا اومدم بالا  بهم گفته بودن  که اینجا کلاس برگزار میشه به ساعت مچی ای که داداشم برام خریده بود یه نگاه انداختم  خوبه زود رسیدم

در رو خیلی ناگهانی باز کردم

چیییییییییییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟

فقط دو تا پسر تو کلاس بودن   دست یکی از پسر ها روی زیپ شلوار اون یکی بود

 

شمااااااااااهااااااااااااااااااااا دارین چه قلطی میکنین؟؟؟

هنوز هنگ بودن

ایندفه داد زدم=گفتم دارین چه قلطی اینجا میکنید؟؟؟

یکیشون از ماتی دراومد=اون چیزی که تو فکر میکنی نیست سوء تفاهم شده

 یه نیشخند زدم

من=سوء تفاهم؟؟؟؟؟؟خودم علنا دیدم دارین چیکار میکنین

پسر دومی هم با دستپاچگی گفت=نه به خدا زیپم گیر  کرده بود ییژینگ هم فقط کمکم کرد...

من=وقتی رفتم به مدیر گفتم اون موقع میفهمید که جای این کارای منکراتی اینجا نیست

وبه سمت در رفتم....

اون پسر اولی که حالا فهمیده بودم اسمش ییژینگه یکدفه از پشت دستمو کشید و راست تو چشام خیره شد چشاش خیلی ترسناک بودن  ازش ترسیدم ...خیلی

لی= تو هیچ کاری انجام نمیدی  ....فهمیدی بچه؟

حالا این من بودم که ماتم برده بود.....تمام بدنم می لرزید

من=.....م ....ن

محکم تر دستمو فشار داد و تقریبا فریاد زد

لی=فهمیدییییییییییییییییییییییییییییییی؟

دادش اینقد بلند بود که داد اون پسر دیگه ام در اومد

اون پسر دیگه=ییژینگ.....بسه چه خبرته کل مدرسه لرزید

لی= یه دقیقه خفه شو تاو(بچه ها tao رو باید چجوری نوشت؟؟؟؟)

تاو هم خفه شد ....لی دوباره بهم خیره شد

لی= فهمیدی؟

من تازه از هپروت دراومدم   نباید کم میاوردم  خیلی ناگهانی دستمو از دستش کشیدم  اشکارا شکه شد اصن فکرشو نمیکرد من اینکارو بکنم

خیلی بد نگاش کردم از اون نگاهایی که معنیش این جمله بود..(برو بچه من تو رو خرمم

حساب نمیکنم)

 

 

خیلی شمرده شمرده و ریلکس گفتم

من=هنوز اینقد بیکار نشدم که هم/جنس/بازی دو تا احمقو گزارش کنم

 پسر دومیه خیلی بهش برخورده بود

تاو=چی؟ هی بچه  با چه جراتی با سال بالاییات اینطوری حرف میزنی؟

من=بزرگی به عقله نه به سن بابا بزرگ

تاو=بابا تو دیگه کی هستی؟؟؟ خیلی پرویی

من= برو بابا 

و به سمت در  خروجی سالن رفتم   دیگه کلاس رقصم بیخیال شدم

یه لحظه یاد قیافه ی ییژینگ افتادم بدبخت  کپ کرده بود.....خیلی حال کردم ........

تا  سال بعد اون روز رو با خودم مرور میکردمو میخندیدم  ...تااین که

 همون دوتا پسرو در قالب گروه اکسو-ام  تو تلویزیون دیدنم  ...

با خودم گفتم=اینم از شانسه قهوه ای من که اینجا هم خیلی زیبا نقش افرینی کرد

 

.

.

.

اکسو

 

نه نروووووووووووووو  تنهاااااااااااااااام نزار   من عاااااااااااااشقتم دیوونه وار

نه نه نه   نرو.............................

 

سوهو=لوهان خفه شو دیگه ...چیه همینجوری برا خودت تو حموم اواز میخونی؟

لوهان از تو حموم داد زد

لوهان=از خداتونم باشه ....نمک نشناسا  خیلی دارم بهتون لطف میکنم

سهون=از این لطفا نکن  ....به جاش زودتر بیا بیرون

لوهان=باشهههههههههههههههههههههههههههه

شیومین=انگار نه انگار اقا دو ساعته اون تویه

کریس=بچه ها به جای این حرفا صبحونتون رو بخورید که حسابی کار داریم....

 

 

20 دقیقه بعد

لوهان=من اومددددددددددددممممممممممممممممممم

 همون لحظه بود که عروسک خرسی کای خورد تو کلش

کای= کوفت و زهرمار اومدم  میدونی ساعت  چنده؟  ما الان باید  تو اس.ام باشیم

لوهان=خب خب حالا چرا اینقد سگ میشی ؟

کای اخم کرد و خیلی اروم گفت  =اعصاب خورد کن.....

همون موقع بود که جونگ ده(همون چن خودمون )از یکی از اتاقا اومد بیرون

جونگ ده=بالاخره اومدی؟ بپر اماده شو که به تمرین و بقیه ی برنامه هامون دیر میرسیم پسر

لولو  سرشو خاروندو گفت= اوکی داداش

.

.

.

کریستالز

بیونگ

الان یه 5 ماهی میشه که ما عضوی از اس. ام شدیم ......ما هم برا اولین بار یه البوم کاملا کره ای دادیم بیرون که خیلی ترکوند و بهترین جاش این بود که اکسو رو به خاک زدیم   تنها 2 چیزی زیادی  این وسط اذیتم میکنه

1-ساران و اکسو

تو این مدت خیلی با ساران سر سنگین بودیم هرچند که ازمون معذرت خواهی کرده بود که چرا بهمون نگفته اما میخواستیم درس خوبی بهش بدیم که دیگه از این کارا نکنه  اول از همه هم من احمق بس که دوسش دارم همون هفته دوم بخشیدمش ...بعد همه باهاش اشتی کردیم چون برا ی ما هم سخت بود

ساران کلا با همه ی اکسو در حد سلام علیک حالت خوبه خوب پس بایه (یعنی زیاد صمیمی نیستن)فقط با دو تا جونور مارموز یعنی بکهیون یا( همون داداش بکیه  ی من) از قول ساران(اوقم گرفت) یا اون پسره دیگه همون چانی خودمون کلا با خودش شیش میزنه  ....

بعضی موقها خیلی حسودیم میشه..... و مشکل 2

2= خونموووووووووووووووووووون

افتضاحهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه  یعنی هر چی بگم کم گفتم

هر جور جونوری که فک کنین داره (حتی بدتر از اعضای اکسو) توش پیدا میشن ...خیلی وقتا هم ابمون قطه

هممون داریم دیوونه میشیم مخصوصا الینای بدبخت اصن نمیتونه از ترس اینکه مورو ملخ تو لباسش بره بخوابه

تصمیم گرفتیم خودمون به دیدن اقای مدیر بریم و بهش موضوعو بگیم  چون یه 10 باری این موضوعو به عمو جونی گفتیم اما فایده ای نداشت.

.

.

.

لی سو مان=واقعا ؟ اما من جای قابل اعتماد دیگه ای نمیشناسم که اونجا برید

الینا= حالا نمیخواد خیلی هم سیف(safe) باشه 

هریم =راست میگه قربان ما دیگه پامونو اونجا نمیذاریم

اقای مدیر تو فکر رفت بعد از چند ثانیه گفت

لی سو مان= هرجا باشه میرین؟

کریستالز=بلهههههههههههههههههههههه

ایندفه مدیر یه راست به ساران خیره شد و دوباره همین سوالو از اون پرسید

لی سو مان= مطمعنی؟

ساران بی درنگ گفت=بله رییس کاملا

ولی ایییییییییییییییییییییییییی کاش هممون لال میشدیم و هیچی نمیگفتیم  .....

.

.

فردای اون روزه دیروز...(اصن چی گفتم)

انقد همه خوشحال بودیم  که سر یه روز وسایلمونو جمع کردیم.....

عمو جونی(مدیرمون)=دخترا امادیین؟

الینا با ذوق فریاد زد =بلهههههههههههههه

یه لحظه حس کردم خونه داره تکون میخوره  یعنی اینقد داغون بود که از صدای الینای  مردنی تکون خورد فکر کنم اگه ساران یا یوری داد بزنن اینجا بریزه سرمون

نلی=واییییییی خدا رو شکر بالاخره داریم از این جهنم خلاص میشیم...

ولی نلی نمیدونست داشتیم به یه جهنم دیگه وارد میشدیم

 

 

از ون گروهمون پیاده شدیم یک اپارتمان 4 طبقه  که نماش سفید ساده بود اما در این حال خیلی شیک بود...

شاید به خوبی خونمون تو ژاپن نبود اما از اون خرابه ای که تا حالا توش بودیم بهتر بود یه جورایی خدایی میکرد

عمو جونی= خوب دخترا اول خونه رو ببینین من و لی جوک (یکی از استف اس.ام) هم چمدونا رو میاریم اینم کارت  ورود

من (بیونگ)= باشه پس ما میریم بالا ...

یورا=چی چیرو میریم بالا رمز کارت چیه عمو؟

عمو جونی=خوب شد گفتی داشت یادم میرفت.....و یک کاغذ رو از جیب کاپشنش در اورد

عمو جونی= ایناهااااااش  12000000000000

کریستالز=چیییییییییییییییییییییی شد؟

الینا=عمو من ریاضیم خوب نیستا

نلی=وا مگه این چیه میشه یه 12 با 12 تا صفر

عمو جونی=افرین ....حالا برین بالا که دیر شد

 

با اسانسور رفتیم بالا ترین طبقه....

 

هریم در و باز کرد و گفت

هریم=از اونجایی که من لیدرم زودتر از همه وارد میشم....... .....و شاد و خندون رفت تو خونه....

منم طبق معمول همیشه سرم از پشت رو شونه ی ساران گذاشتم اونم در جواب یه لبخند ناز زد وگفت

ساران=بیونگی خوابت میاد؟

من (بیونگ)=اره...خیلی خسته ام ابجی ......و چشامو بستم بین خواب وبیداری بودم که با صدای جیغ هریم از خواب پریدم .....

 به بچه های دیگه نگاه کردم همشون کپ کرده بودند ساران خیلی ریلکس همه رو کنار زد و رفت تو بعد چند ثانیه که مثه سال برا هممون گذشت  صدای ساران رو از داخل شنیدم که گفت

 

ساران=تو اینجا چیکار میکنی؟

 

 

 

 

 

پایاااااااااااااااااااااااااااااان

 

ببخشید اگه بد بود خیلی هول هولکی شد ...

 

نظر یادتون نره ابجیا

 

دوسستون دارم

 

بای

 

 

 

 

 

 





نوع مطلب : fanfiction، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 17 شهریور 1396 01:32 ب.ظ
Very good article. I will be experiencing a few
of these issues as well..
پنجشنبه 15 تیر 1396 01:25 ب.ظ
Exactly what I was searching for, regards for putting up.
سه شنبه 6 تیر 1396 08:02 ب.ظ
You could definitely see your enthusiasm in the
work you write. The arena hopes for even more passionate writers like you who
are not afraid to mention how they believe. At all times follow your heart.
شنبه 23 اردیبهشت 1396 10:51 ق.ظ
I absolutely love your website.. Very nice colors & theme. Did you make this amazing
site yourself? Please reply back as I'm planning
to create my own personal site and want to learn where you got this from or just
what the theme is named. Appreciate it!
یکشنبه 10 فروردین 1393 03:41 ب.ظ
خیلی خوب بود ممنون اززحمتی که کشیدی مرسی خسته نباشی
lili love exo

MMAMNOON AZIZAM
MISHE ESMETO BEGI
یکشنبه 11 اسفند 1392 05:17 ب.ظ
ععععععععععع اون سای نبودش ککککک خب پس جالب تر شد
رفتم تو فکر یعنی کی میتونه باشه
lili love exo

............. be zoodi mifahmi
شنبه 10 اسفند 1392 06:48 ب.ظ
سای شجاع سای مهربون سای دلیر
ملسیییییییییی من برفتم قسمت بعدی
lili love exo

khahesh mamanoon
شنبه 10 اسفند 1392 06:47 ب.ظ
یااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااه 12+12تاصفر .... این ک خودش 12سال وقت صرف میکنه تا واردش کنی خخخخخ
عجب مخاییییییی هستن کککککک
lili love exo

10saat faghat bayad ramzo bezanan heeeeeeeeeeeeeeey khoda
شنبه 10 اسفند 1392 06:43 ب.ظ
ههههههههههههه قسمت بچهای اکسو من ک فرط شدم خعلیییییییییی عالی نوشتی مرسی مرسی

عروسک خرسی کای
lili love exo

vaghan ???khob bood?
mamanoon are vaghan ye aroosak dare aksesho miizaram too cheshmak badan
شنبه 10 اسفند 1392 06:39 ب.ظ
خونشون سوسک و موش داره ... سوسک و موش ک صبحونمه بگو ازجاشون تکون نخورن الکی لی سومانم ب خرج نندازن خودم میام همشونو میخورم
lili love exo

haaa? jan chhi shod? inja kojast
شنبه 10 اسفند 1392 06:35 ب.ظ
اییییییییییییی جانمممممممممممم داد کشیدن یشینگو عشخسسسسسسسسسس خخخخخخ

ولی خودمونیماااااا سای هم کم رو نداره
lili love exo

eeeeeeeeeeeeeeeeeeeee
in ke sari naboood shakhsiatesh felan majhoole ke ki boode too krystals
شنبه 10 اسفند 1392 06:29 ب.ظ
به بههههه چ کیف میده داستانا پشت سره همن هی نمیخاد حرص بخورم ک خدایااااااا چی شد چی نشد
lili love exo

daghighan manam khodam haminjooriam
پنجشنبه 8 اسفند 1392 02:27 ب.ظ
lili love exo

mammooooon
پنجشنبه 8 اسفند 1392 02:26 ب.ظ
عجب پسوردی
12 و دوازده تا صفر( یعنی واقعا هیچکس نمیتونه هکش کنه...)
کریستالز وارد میشود........اکسووووووو بکشین کنار که اومدیم
مرسییییییییییییییییییییی
lili love exo

پنجشنبه 8 اسفند 1392 02:23 ب.ظ
لی سومان تو واقعا از هیکلت خجالت نمیکشی...؟؟!! با این همه سرمایه،خونه چندتا خانوم متشخص باید موش و سوسکک داشته باشه؟؟!!
غذاشون سوسک نباشه حالا خونشو میشه یه کاری کرد
خب بسلامتی کارتون جور شد از خونه دارین میرین...الهی شکر!!!
lili love exo

پنجشنبه 8 اسفند 1392 02:21 ب.ظ
آخیییییییییییییی اگه اون روز خوب باهاشون تا میکردی الان احتمالا با اکسو اجرا داشتیییییییییی
نگا چیکار کردی؟؟!! اصلا زندگیت نابود شد؟؟!
البته خیلی هم بد نشد...الانش از اونا بیشتر شهرت دارن
lili love exo

are abji hala vasta badan ba ham ejra ham khahand dasht
پنجشنبه 8 اسفند 1392 02:19 ب.ظ
الهییییییییییییییی تائو بیچار بدجور ترسیده بودا
ییژینگم که اصلا بهش نمیخوره اینطوری عصبانی بشه...اوووووووووف میگن آدمایی که خیلیی آرومن از همه وحشتناک ترن راسته پس
lili love exo

are baba faghat aroom be nazar mian
پنجشنبه 8 اسفند 1392 02:17 ب.ظ
سلاااااااااام عزیزم
ببخشید بازم دیر اومدم
عسیسم خیلیییییییییی قشنگ بودا باز تو شکست نفسی کردی؟؟
lili love exo

mamnooooooon abji
دوشنبه 5 اسفند 1392 10:40 ب.ظ
عالییییییییییی بودددددد
lili love exo

mamnoon be in pardis begooo bara dastan bar balhaye marg bood fek konam?
are hamooon mikoshamesh chaniiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
ghorboonet abji
دوشنبه 5 اسفند 1392 01:21 ب.ظ
اخ اخ.درکشون میکنم.زندگی کردن بین سوسک و موش و...خیلی وحشتناکهاییییییی
مرسی مرسی خیلی
قسمت بعد رو زود بذار
lili love exo

kojaaaaaayi dokhi asan naboodi m kam kam negaran mishodam bashe abji mizaram mamnoon lotf dari
شنبه 3 اسفند 1392 10:53 ب.ظ
هلو دونسنگ من جدیدا ب این نتیجه رسیدم ک 1 ماه و6 روز ازت بزرگ ترم از مهلا 6 روز بزرگترم حالا بگذریم.... عالی بود فقط تو ک میخوای انقده هیجانیش کنی یکم بیشتر بنویس ک ما بیچاره ها دو روز تو کف نمونیم... بازم میگم عااالی ولی کم بود گوماوو دونسنکم سرانگه
lili love exo

ONI SSORRY VAGHAN VAGHTESHO NADASHTAM bejash ghesmate bado tolani minevisam mamnoon lotf dari bazam
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام دوستان.به وب من خوش اومدین^_^این وبلاگ برای EXO و EXO-L های عزیز ساخته شده.امیدوارم خوشتون بیاد.نظر یادتون نره ها 감사합니다


مدیر وبلاگ : Hamta EXO-L♥Luhan
نظرسنجی
Which?








برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

るぅちゃん時計



کد کج شدن تصاویر

WE Love KRIS Angel

کد حرکت متن دنبال موس

دریافت کد موزیک

کد حرکت متن دنبال موس

کد حرکت متن دنبال موس